المحقق السبزواري

44

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

سعادت است ؛ و به ميمنت وجود او باران رحمت مىبارد و بادها مىوزد و درختان ميوه مىدهد و آبها شيرين و خوشگوار مىباشد ، بلكه اگر امام يك دم در عالم نباشد ، فيض از اين عالم بالكليه منقطع مىشود ، بلكه فيض وجود نيز از اين جهان مرتفع مىشود . « 1 » مصداق پادشاه مطلق و امام و حاكم على الاطلاق نزد سبزوارى پيامبران و امامان معصوم شيعه است ، و علاوه بر آن در زمان غيبت معصوم امر ترويج شعار شرع و ملّت و عمل به قانون معدلت با پادشاهى است كه به عدل زندگى نمايد و پيروى سيرت و سنّت امام اصلى كند . با اين ترتيب ، او بر بنياد معارف شيعى به ايراد جايگاه امام و برقرارى حكومت عادله به دست او مىپردازد و همين‌طور با اقتداى به اسلاف خود ، به پردازش نظرات فلسفهء سياسى و حكمت عملى مبادرت مىورزد . تأكيد كتاب بر مشروعيت حكومت پادشاه در زمان غيبت مىتواند به عنوان مدافعه‌اى از مسئلهء پذيرش صفويان شيعى به عنوان حاكمان جانشين امام مورد تفسير قرار گيرد . آغاز كار صفويان با برخى اعتقادات غاليانه ، همچون حلول جوهر الوهيت در آنان ، همراه بود كه از ناحيهء پيروان صوفى ايشان ابراز مىشد . موضوع سيادت صفويان و برقرارى ارتباط با ائمهء دين و رساندن نسب به امام موسى كاظم عليه السّلام و صدور كرامات از آنان نيز در نفوذ اجتماعى آنان و ادامهء قدرت و حكومتشان مؤثّر بود . « 2 » با ظهور دولت جديد شيعى ، لازم بود در نظرات سياسى و يا آراء فقهى كه داراى زمينهء سياسى و حكومتى بود بازنگريهايى صورت پذيرد . اين كار بايد به دست فقهايى صورت مىگرفت كه غالبا به استخدام دولت درآمده بودند . امّا موردى را نمىتوان يافت كه تغيير اساسى در نظريهء امامت داده شده باشد . علّت آن شايد دل‌مشغولى عمدهء آنان در توجيه نظريهء شيعهء اماميه دربارهء امامت ، در برابر نظريهء خلافت اهل سنت بود . با اين همه ، علاوه بر اعتقاد به جانشينى امام از سوى صفويان ، نظريهء ديگرى در اين باب وجود داشته و آن تمايل به اين بوده است كه فقها را مجموعا به عنوان نائبان عام امام

--> ( 1 ) . اثر حاضر ، ص 66 . ( 2 ) . نك : تاريخ ادبيات در ايران ، ج 3 / 5 ، فصل سوم ، ص 132 و به بعد ؛ دولت و حكومت در دورهء ميانهء اسلام ، صص 297 تا 299 .